میزگرد فرهنگی

قانون، آزادی و خیانت در روابط زناشویی

مکان: سالن گفتگوی مرکز مطالعات تطبیقی تهران
شرکت‌کنندگان:

  • دکتر سورن وست (نماینده غرب، جامعه‌شناس آلمانی)
  • پروفسور جیان لی (نماینده شرق، استاد فلسفه حقوق از چین)
  • دکتر ماریا سیلوا (نماینده جنوب، مردم‌شناس برزیلی)
  • لارس هالو (نماینده شمال، حقوقدان سوئدی)
  • جان کراس (نماینده آمریکا، وکیل دادگستری و فعال حقوق مدنی)
  • دکتر شیرین رادمنش (نماینده ایران، پژوهشگر مطالعات خانواده از دانشگاه تهران)

موضوع: مجازات خیانت مرد به همسرش در تقابل با آزادی‌های فردی و قوانین فرهنگی.

بخش اول: تعریف مسئله

دکتر سورن وست (غرب): بگذارید صریح شروع کنم. در آلمان، خیانت جنسی جرم محسوب نمی‌شود. این یک تخلف اخلاقی در چارچوب رابطه خصوصی است، نه نقض قانون عمومی. ما نهاد خانواده را با اعتماد می‌سازیم، نه با تهدید مجازات دولتی. سؤال من از شما این است: چرا برخی جوامع هنوز اصرار دارند خیانت را با شلاق یا زندان پاسخ دهند؟

پروفسور جیان لی (شرق): سورن جان، شما غربی‌ها مدام «خصوصی» و «عمومی» را از هم جدا می‌کنید. در سنت کنفوسیوسی چین (و بسیاری از جوامع شرقی)، ازدواج یک قرارداد شخصی نیست؛ یک پیمان اجتماعی است که دو خانواده، گاهی دو روستا را به هم پیوند می‌دهد. خیانت به همسر یعنی شکستن اعتماد یک شبکه انسانی. مجازات قانونی خیانت در تاریخ چین کم نبوده، اما امروزه ما نیز به سمت غیرجرم‌زدایی حرکت کرده‌ایم، هرچند لکه اجتماعی آن بسیار عمیق‌تر از غرب است.

دکتر شیرین رادمنش (ایران): جیان درست می‌گوید که مسئله فقط دو طرفه نیست. در ایران، بر اساس قانون مجازات اسلامی، زنای محصنه (زنا توسط مرد متأهل) مجازات سنگینی دارد؛ از شلاق تا در مواردی اعدام. اما نکته مهم این است که در عمل اثبات آن سخت است و نیاز به چهار شاهد عادل دارد که عملاً اجرا را نادر می‌کند. ما اینجا نه غرب محض هستیم و نه شرق محض. ایرانیان در زندگی روزمره خود بین احکام شرعی، عرف مدرن و فشارهای اجتماعی دست و پا می‌زنند. دیدگاه من تلفیقی است: نمی‌گویم شلاق درست است، اما نمی‌پذیرم که «آزادی جنسی مطلق» راه حل باشد.

بخش دوم: جنوب و شمال، دو جهان متفاوت

دکتر ماریا سیلوا (جنوب – برزیل): خنده‌ام گرفته از این بحث «مدرن» شما. در برزیل، ما تا همین چند دهه پیش قانون «قتل شرافتمندانه» داشتیم که مرد می‌توانست همسر خیانتکارش را بکشد و دادگاه او را تبرئه می‌کرد! امروزه آن قانون لغو شده، اما فرهنگ مردسالارانه همچنان در پشت صحنه عمل می‌کند. در جنوب جهانی، مسئله فقط قانون نیست؛ مسئله این است که چرا خیانت زن دو برابر خیانت مرد مجازات می‌شود. در کار مردم‌شناسیم، دیده‌ام که در بسیاری از جوامع جنوبی، مرد می‌تواند چند همسر داشته باشد (مانند برخی مناطق آفریقا)، اما زن اگر نگاه به دیگری بیندازد، سنگسار می‌شود. این دوگانگی را حل کنید، بعد بروید سراغ شلاق یا زندان.

لارس هالو (شمال – سوئد): ماریا، کاملاً با شما موافقم که دوگانگی جنسیتی ریشه شر است. در سوئد، ما نه تنها خیانت را جرم نمی‌دانیم، بلکه هر دو طرف (مرد و زن) از نظر قانونی در وضعیت کاملاً برابرند. همسر می‌تواند فوراً تقاضای طلاق دهد و دادگاه مسئله تقصیر را نادیده می‌گیرد. اما فراتر از آن، ما به آموزش جنسی و مشاوره رابطه باور داریم. آمار طلاق ما بالاست، اما آمار خشونت خانوادگی پایین. شاید کلید نه در مجازات، که در پیشگیری است.

جان کراس (آمریکا): گوش کنید، آمریکا جای عجیبی است. از یک سو، خیانت در ۱۶ ایالت هنوز به لحاظ فنی جرم محسوب می‌شود (هرچند عملاً کسی را زندانی نمی‌کنند)، از سوی دیگر، وکلا در دادگاه طلاق از خیانت بیش از آنکه به دنبال مجازات کیفری باشند، برای گرفتن نفقه و حضانت استفاده می‌کنند. فرهنگ ما مسیحی-مبتنی است ولی قانون ما سکولار. شخصاً معتقدم دولت نباید وارد اتاق خواب مردم شود. اما جامعه مدنی می‌تواند. مثلاً پیمان‌های وفاداری در ازدواج‌های دینی، کاملاً محترمند.

بخش سوم: نقطه کانونی ایران

دکتر شیرین رادمنش (نمایش اسلایدی از آمار و متون حقوقی): ببینید، من اینجا دعوت شده‌ام به عنوان «مرکز تلفیق». یعنی چه؟ یعنی می‌گویم ایران خود یک چهارراه است: قانون ما از شرع می‌آید (و شرع از سنت‌های شرقی و مدیترانه‌ای)، ولی تجربه زیسته ما با مدرنیته غربی و شمالی آمیخته، و فشارهای جنوبی (مانند بیکاری و نابرابری) هم داریم. نتیجه: در نظرسنجی‌های داخلی، اکثر مردم ایران با شلاق خیانت مخالفند (چون آن را بی‌حرمت کننده می‌دانند)، ولی با طلاق آسان هم مخالفند (چون فروپاشی خانواده را خطرناک می‌بینند). خواست مردم «مجازات مؤثر و تناسب‌دار» است: مثلاً جریمه مالی سنگین برای مرد خیانتکار، محرومیت از حق نگهداری فرزند، یا الزام به شرکت در دوره‌های مشاوره. شاید ایران بتواند الگویی به جهان ارائه بدهد: نه کیفرگرایی شرقی، نه بی‌قیدی غربی، بلکه مسئولیت‌پذیری مدنی از مسیر قانون متوازن.

سورن وست (با کنجکاوی): شیرین جان، اما جریمه مالی دوباره به نفع طبقه ثروتمند تمام می‌شود. اگر مرد پولداری خیانت کند، به راحتی جریمه را می‌پردازد و ادامه می‌دهد. تفاوتش با تبرئه کامل چیست؟

شیرین رادمنش: جریمه متناسب با درآمد، مثل آنچه در کشورهای شمال اروپا برای تخلفات رانندگی می‌بینید. و مهمتر از پول: از دست دادن اعتماد اجتماعی. ما در ایران نظام «داوری خانواده» داریم؛ یعنی دو نفر از طرف خانواده‌ها و یک قاضی، عملاً خیانتکار را در معرض شرمساری عمومی چهره‌به‌چهره قرار می‌دهند. این مجازات غیررسمی، از شلاق مؤثرتر است چون فرد در جامعه‌اش منزوی می‌شود. البته این مدل هم جای انتقاد دارد، اما نشان می‌دهد که راه سوم وجود دارد.

بخش چهارم: جمع‌بندی و تضارب آرا

جان کراس (آمریکا): میشنوم ولی قانع نمی‌شوم. «شرمساری عمومی» همان چیزی است که در آمریکا به خودکشی نوجوانان بخاطر افشای خصوصی‌ترین اسرارشان منجر شده. من طرفم که دولت فقط از خشونت فیزیکی جلوگیری کند و باقی را به قرارداد خصوصی واگذار کند.

جیان لی (شرق): اما در جوامع جمع‌گرای شرق، «شرم» مکانیسم اصلی کنترل اجتماعی است. چینی‌ها هزاران سال بدون زندان‌های گسترده و با وجدان و شرم زندگی کرده‌اند. نمی‌شد برای غرب کپی کنیم. مسئله این است که هر جامعتی با پیشینه خود جلو برود.

لارس هالو (شمال): ما در شمال پول زیادی خرج مشاوره پیش از ازدواج و درمان رابطه می‌کنیم. شرم نمی‌شناسیم، تنها مسئولیت پذیری. شاید راه حل ترکیبی: مشاوره اجباری برای زوج‌هایی که یکی از آنها خیانت کرده – نه شلاق، نه شرم، نه زندان، بلکه یک جلسه در میان با روانشناس برای بازسازی یا طلاق آگاهانه.

ماریا سیلوا (جنوب): شما شمالی‌ها همیشه فکر می‌کنید روانشناس کافی است. برزیل پر از روانشناس است، ولی خیانت و خشونت خانوادگی هنوز بالاست. ریشه در نابرابری اقتصادی و تاریخی مردسالاری دارد. تا زن از مرد استقلال مالی نداشته باشد، مجازات خیانت یا عدم مجازات آن، هر دو علیه زن تمام می‌شود.

شیرین رادمنش (جمع‌بندی به عنوان ایران): به نظرم امروز این نتیجه حاصل شد:

  1. هیچ نسخه واحد جهانی برای برخورد با خیانت وجود ندارد.
  2. غرب و شمال بر حذف مجازات کیفری تأکید دارند، شرق بر حفظ شبکه اجتماعی، جنوب بر برابری واقعی اقتصادی.
  3. نکته مشترک همه ما: مجازات نباید ظالمانه و بی‌نسبت باشد (شلاق، سنگسار، قتل ناموسی محکوم است).
  4. پیشنهاد عملی ایران به عنوان مرکز تلفیق: نظام قضایی ترکیبی که بخشی به عرف و بخشی به قانون مدرن متکی باشد. مثلاً «جبران خسارت معنوی و اقتصادی» برای زن خیانتدیده، بدون زندانی کردن مرد. و از همه مهمتر سرمایه‌گذاری بر آموزش مهارت‌های رابطه پیش از ازدواج.
  5. در نهایت، این سؤال را با شما می‌گذارم: آیا جامعه‌ای که خیانت را فقط در اتاق مشاور حل می‌کند، همانقدر مؤثر است که جامعه‌ای که خیانت را جرم تلقی می‌کند اما شواهد را غیرقابل اثبات می‌سازد؟ پاسخ شاید نه شرقی است و نه غربی؛ شاید «واقع‌بینانه» باشد.

اگر این مطلب را پسندیدید لطفا بر روی دکمه لایک کلیک کنید :

8611

این عدد کد شناسایی مطلب این صفحه میباشد و میتواند مورد استفاده شما و همکاران ما قرار بگیرد .

0 نظر      ::: نظر کارشناسان      ::: رفتن به نظرات      ::: نظر دادن      ::: تعداد بازدید : [0]



مشاهده نظرات کارشناسان    :     ::  کارشناس نظری  ::  کارشناس تجربی  ::  همه کارشناسان
           AlmaLinux       

    دیدگاهتان را بنویسید