از آرمان تا واقعیات
شاخصه های مدیریت ایرانی چه چیزهایی است؟
«شاخصه های مدیریت ایرانی» بسیار پیچیده و چندلایه است. «مدیریت ایرانی» یک مدل واحد و مشخص نیست، بلکه ترکیبی از یک ایدهآل نظری و گزارههای آسیبشناسانه در عمل است. یعنی هم دیدگاهی آرمانی و ارزشی دارد و هم با نقدهای جدی نسبت به الگوهای رایج آن در سازمانهای امروزی روبرو است. در ادامه این دو جنبه را بررسی میکنیم.
الگوی آرمانی مدیریت ایرانی
این دیدگاه به دنبال الگویی بومی و مبتنی بر ارزشهای فرهنگی و تاریخی ایران است. در این نگاه، شاخصههای کلیدی عبارتند از:
- انسانمحوری: بر خلاف برخی مدلهای غربی که سازمان را محور میدانند، در این الگو، سازمان در خدمت انسان (کارکنان و جامعه) است و هدف آن تعالی انسانهاست
.
تعامل ارزشها با فرهنگ: این سبک تلفیقی از ارزشهای جمعگرایانه ایرانی مانند توجه به «خودی» و «غیرخودی» و اهمیت به آبرو و روابط شخصی است. ارزشهای اسلامی مانند تعهد به کار، احترام به مردم و نوآوری نیز در آن لحاظ میشود
.
مدیری دانشمحور بر پایه فرهنگ ایرانی: مدیری ایدهآل در این نگاه، ضمن استفاده از ابزارهای نوین مدیریت دانش، بر فرهنگ سازمانی مبتنی بر خلاقیت و نوآوری تکیه دارد و از ارزشهای بومی برای حل مسائل بهره میبرد
- .
گزارههای رایج و نقدها (شاخصههای در عمل)
در مقابل الگوی آرمانی، در عمل، از مدیریت در سازمانهای ایران اغلب با نگاه آسیبشناسانه یاد میشود و شاخصههای زیر برای آن برشمرده میشود:
- آسیبهای ساختاری اداری (بورکراسی): نظام اداری ایران با ویژگیهایی مانند «شکلگرایی» (وجود قوانین خوب بدون اجرا)، «موازیکاری» دستگاهها و «نمایش کار» به جای خدمترسانی واقعی توصیف میشود
.
روابط فراقانونی (پارتی بازی و خویشاوندسالاری): این یکی از برجستهترین ویژگیهای منتقدانه است. در این فضا، ارتباطات شخصی و خانوادگی («پارتی») برای استخدام، ترفیع یا انجام کار، بر شایستگیهای حرفهای اولویت دارد و فضایی از «قومگرایی» و «مریدپروری» ایجاد میکند
.
سبک رهبری سنتی و اقتدارگرا: الگوی رایج مدیریت را اغلب «پدرسالارانه» توصیف میکنند که در آن «اقتدار سنتی» حرف اول را میزند و مدیر اطلاعات را به صورت شخصی و نه ساختاری منتشر میکند.
جمعبندی
در نهایت، میتوان «مدیریت ایرانی» را در دو طیف کاملاً متفاوت تعریف کرد
انسانمحوری، ارزشگرایی، عدالتمحوری، دانشبنیان و بهرهگیری از خلاقیت و نوآوری در چارچوب فرهنگ بومی.
الگوی آرمانی
تمرکز قدرت، روابط فراقانونی، تأخیر و شکلگرایی اداری (بوروکراسی غیرپویا)، نبود شایستهسالاری و کارایی پایین.
عملکرد رایج و منتقدانه
شناخت این شکاف عمیق بین ایدهآل و واقعیت، نقطه شروعی برای هرگونه بحث کارشناسی درباره اصلاح نظام مدیریتی در ایران است.
اگر این مطلب را پسندیدید لطفا بر روی دکمه لایک کلیک کنید :