در دوره صفویه
مطالعه ایران و تغییرات جهانی
مطالعهی ایران در دورهی صفوی، در حقیقت کاوش در چگونگی پیوند خوردن تاریخ این سرزمین با تحولات جهانی در آستانهی دوران مدرن است. این دوره را میتوان سرآغاز ایرانِ تازهای دانست که در بستر تعاملات و تنشهای جهانی شکل گرفت.
۱. طلیعهدار ایران مدرن و هویت تازه
شکلگیری دولت صفوی در آغاز قرن دهم هجری (شانزدهم میلادی) نقطهی عطفی در تاریخ ایران و جهان به شمار میآید. شاه اسماعیل اول با رسمی کردن مذهب تشیع، نه تنها به حکومت خود مشروعیتی دینی بخشید، بلکه برای نخستین بار پس از حمله اعراب، “دولتی یکپارچه” با هویتی متمایز از همسایگان سنیمذهب خود، به ویژه امپراتوری عثمانی، بنیان نهاد . بسیاری از پژوهشگران، صفویه را پایهگذار “ایران مدرن” و احیاگر هویت ملی میدانند؛ هویتی که بر پایه مرزهای سیاسی و مذهبی مشخصی استوار بود .
۲. ایران در پیوند با تحولات جهانی
دوران صفوی همزمان با تحولات بنیادین در عرصه جهانی بود:
- نظم نوین جهانی: شکلگیری دولتهای مدرن در اروپا و عصر اکتشافات جغرافیایی، فضای تازهای در سیاست و اقتصاد جهان پدید آورده بود. ایران صفوی در این دوره به بازیگری فعال در نظام بینالملل بدل شد و روابط خارجی خود را با هدف حفظ موازنه قدرت، به ویژه در برابر عثمانی، سامان داد .
- دیپلماسی و آیینهای نو: برخلاف تصور رایج، دیپلماسی در ایران صفوی هدفمند و قاعدهمند بود. نمونهی بارز این مدعا، دستورالعملهای مفصل شاه طهماسب برای پذیرایی از همایون، پادشاه پناهجوی هند، است. این دستورالعملها نشاندهندهی درکی عمیق از تشریفات دیپلماتیک و نگاه به مهمان به عنوان سرمایهای سیاسی برای پیشبرد منافع ملی در شرق بود .
- اقتصاد و پیوند با جهان: ایران صفوی به واسطهی تولید ابریشم و صنایع دستی، به شبکههای تجاری جهانی پیوند خورد. کمپانیهای هند شرقی بریتانیا و هلند به عنوان کارگزاران این پیوند، ایران را به تدریج وارد مدار “سرمایهداری تجاری” نوپدید کردند و بازارهای داخلی با نوسانات بازار جهانی گره خورد .
۳. افول در بستر بحرانهای جهانی
پژوهشهای جدید، فروپاشی دولت صفوی را نه صرفاً نتیجهی ضعف نظامی یا تصمیمات نادرست، بلکه پدیدهای در بستر تحولات جهانی تحلیل میکنند:
- بحرانهای محیطزیستی و اقلیمی: در اواخر سدهی هفدهم میلادی، ایران همزمان با پدیدهی “عصر یخبندان کوچک” در جهان، با خشکسالیهای شدید، قحطی و بیماریهای همهگیری مانند طاعون روبهرو شد. این بحرانهای محیطی که همزمان با “بحران عمومی” قرن هفدهم در اروپا و آسیا بود، بنیانهای اقتصادی و اجتماعی امپراتوری را سست کرد .
- شکافهای اجتماعی به مثابه زمینهساز فروپاشی: فروپاشی صفویه نتیجهی یک فرایند انباشتی و تعمیق شکافهای اجتماعی میان دولت و اقشار گوناگون جامعه (ایلات، شهرنشینان، اقلیتهای مذهبی) بود. این شکافها که طی سالیان طولانی شکل گرفت، موجب گسست پیوند میان دولت و جامعه شد. بدین ترتیب، حمله افغانها، نه علت اصلی، که بهرهبردار از این گسلهای عمیق اجتماعی بود .
در یک کلام، مطالعهی ایران در عصر صفوی، مطالعهی نخستین گامهای این سرزمین برای بازیابی هویت مستقل و پیوند با جهانی شدنِ در حال تکوین است. این مطالعه نشان میدهد که تحولات داخلی ایران، نه در انزوا، که در بستر دگرگونیهای اقلیمی، اقتصادی و سیاسی جهان رخ میداده و فهم آنها بدون در نظر گرفتن این زمینههای جهانی، ناقص خواهد بود.
اگر این مطلب را پسندیدید لطفا بر روی دکمه لایک کلیک کنید :