احتمال حمله نظامی به ایران
«جنگ ممکن است رخ ندهد، اما…»
تحلیل یک کارشناس از احتمال حمله نظامی به ایران؛
احمد زارعان، کارشناس مسائل غرب آسیا، در یادداشتی که به تازگی منتشر شده، به بررسی تنش فزاینده بین ایران و آمریکا پرداخته است. از یک سو، آمریکا به طور پیوسته در حال افزایش حضور نظامی خود در خلیج فارس، اقیانوس هند و دریای مدیترانه است و مقامات این کشور به طور مداوم ایران را به اقدام نظامی تهدید میکنند. این الگو میتواند این تصور را ایجاد کند که وقوع جنگ اجتنابناپذیر است، اما زارعان معتقد است که به دلایل متعدد، با وجود این لفاظیها و تجمع نیروها، ممکن است درگیری رخ ندهد .
چرا جنگ ممکن است رخ ندهد؟
زارعان در تحلیل خود شش دلیل اصلی برای این ادعا ارائه میدهد:
- عدم امکان پیروزی قاطع: واشنگتن به دنبال پیروزی سریع و قاطع با دستاوردهای بزرگ است، اما اکثر کارشناسان آمریکایی و بینالمللی معتقدند چنین پیروزی در یک جنگ بالقوه علیه ایران دستنیافتنی است .
- هزینههای سرسامآور: آمریکا به دنبال جنگی کمهزینه است. کارشناسان هشدار میدهند که ایران چنین حملهای را یک «تهدید وجودی» تلقی کرده و با منطقهای کردن درگیری و استفاده از تمام ظرفیت خود، جنگ را برای آمریکا بسیار پرهزینه خواهد کرد .
- مخالفت افکار عمومی: افکار عمومی در داخل آمریکا، منطقه و جامعه بینالمللی از چنین جنگی حمایت نمیکنند .
- نیاز به مجوز کنگره: آغاز جنگی با ابعاد و مدت نامشخص و خطر تلفات بالا برای سربازان آمریکایی، نیازمند مجوز کنگره است که دونالد ترامپ در حال حاضر آن را در اختیار ندارد .
- فقدان اجماع بینالمللی: کشورهای منطقه و قدرتهای بزرگ جهانی با این جنگ مخالف هستند و بعید است آمریکا بتواند اجماع بینالمللی، چه رسد به یک ائتلاف، علیه ایران تشکیل دهد .
- نتایج معکوس: جنگی که منجر به سرنگونی نظام ایران نشود، تنها باعث نزدیکی بیشتر ایران به روسیه و چین شده و فشار داخلی برای دستیابی کشور به سلاح هستهای را افزایش خواهد داد که هیچکدام به نفع آمریکا نیست .
با این تفاسیر، زارعان معتقد است هدف واشنگتن از این موضعگیریهای تهاجمی، «جدی جلوه دادن تهدید نظامی» برای شکستن مقاومت ایران و وادار کردن آن به تسلیم در برابر خواستههای آمریکاست .
چرا باید سناریوی جنگ را جدی گرفت؟
با وجود دلایل بالا، این کارشناس تأکید میکند که تهران باید سناریوی جنگ را جدی بگیرد. دلایل او برای این هشدار عبارتند از:
- محاسبات اشتباه ترامپ: ترامپ و برخی از مشاورانش فکر میکنند که ایران تضعیف شده و آمریکا قادر است از طریق یک جنگ کمهزینه به یک پیروزی سریع و پر از دستاورد دست یابد. این باور میتواند محرک اصلی ترامپ برای صدور فرمان حمله باشد .
- فشار اسرائیل و لابی صهیونیستی: اسرائیل و لابی صهیونیستی در آمریکا به شدت برای آغاز جنگ بر ترامپ فشار میآورند .
- چشمانداز تغییر رژیم: این تصور که «درگیری نظامی میتواند راه را برای تغییر رژیم در ایران هموار کند»، انگیزه ترامپ برای حمله را تقویت میکند. تغییر رژیم در ایران جایگاه آمریکا در نظام بینالملل را تقویت کرده و همزمان مواضع چین و روسیه را تضعیف میکند .
در نهایت، زارعان نتیجه میگیرد که در حال حاضر احتمال وقوع جنگ به اندازه احتمال وقوع نیافتن آن است و «۴۸ ساعت اول» هر درگیری، سرنوشتساز خواهد بود .
هشدار سایر کارشناسان: تلافی ایران بیسابقه خواهد بود
تحلیلهای دیگر کارشناسان نیز هشدارهای زارعان را تکمیل میکند. بهنام بن طالبلو، مدیر ارشد برنامه ایران در بنیاد دفاع از دموکراسیها، معتقد است که تهران این بار آماده است تا با دستهای باز و بدون محدودیتهای قبلی بجنگد .
علی واعظ، مدیر برنامه ایران در گروه بینالمللی بحران، نیز میگوید رهبران ایران به این نتیجه رسیدهاند که تنها راه توقف حملات آمریکا، «خون انداختن و وارد کردن آسیب جدی به آمریکا و اسرائیل» است . به گفته او، ایران زرادخانهای از موشکها، پهپادهای زیردریایی و قایقهای تندرو را برای حمله به کشتیهای آمریکایی توسعه داده و تجمع عظیم نیروی دریایی آمریکا در منطقه، یک «محیط غنی از اهداف» را برای ایران فراهم کرده است .
والی نصر، کارشناس مسائل ایران در دانشگاه جانز هاپکینز، نیز بر این باور است که ایران ممکن است چنین محاسبه کند که پاسخهای مهار شده قبلی اش تنها دعوت به تهدیدهای بیشتر بوده و «باید هزینه جنگ را برای آمریکا افزایش دهد» .
“ونزوئلا” مدل نیست؛ ایران پیچیدهتر از آن است
کارشناسان بر این باورند که برخلاف عملیات موفق آمریکا در ونزوئلا، ایران یک «محیط عملیاتی بسیار پیچیدهتر» است. سانم وکیل از مؤسسه چتم هاوس تأکید میکند که استراتژی تهران این است که «به سرعت تنش را بالا برده و ناامنی را به صحنههای متعدد صادر کند» تا هزینهها و درد ناشی از جنگ پراکنده شود .
نادر هاشمی، استاد دانشگاه جورجتاون، نیز با اشاره به حجم بالای تجهیزات نظامی آمریکا در منطقه، این وضعیت را به مقدمه حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ تشبیه کرده و میگوید: «به نظر من ما به سرعت به سمت یک جنگ فاجعهبار در حرکتیم که عواقب آن در این لحظه قابل پیشبینی نیست» .
جمعبندی
دیدگاههای کارشناسان نشان میدهد که منطقه در آستانه یک تصمیم بزرگ قرار دارد. از یک سو، محاسبات هزینه-فایده برای آمریکا و مخالفتهای بینالمللی میتواند مانع از حمله شود و واشنگتن را به سمت گزینه دیپلماسی سوق دهد. اما از سوی دیگر، فشار متحدان، محاسبات اشتباه و خطر عادیسازی تهدیدها، میتواند منطقه را به ورطه جنگی با پیامدهای غیرقابل پیشبینی سوق دهد. آنچه مسلم است، «ساعتهای سرنوشتساز» پیش رو، پاسخ روشنی به این پرسخواهد داد که کدام یک از این دو سناریو محقق خواهد شد.
اگر این مطلب را پسندیدید لطفا بر روی دکمه لایک کلیک کنید :