تاریخ معاصر ایران
رضا خان در جریان مشروطه اول و دوم کجا بوده و چه کار میکرده ؟
پاسخ کوتاه این است که رضا خان در دوران انقلاب مشروطه اول (۱۲۸۵-۱۲۸۶ خورشیدی) و دوم (۱۲۸۸-۱۲۹۰ خورشیدی) شخصیتی گمنام و در حاشیه بود و هیچ نقش سیاسی یا نظامی تأثیرگذاری در این رویدادهای مهم ایفا نکرد. او در آن سالها به عنوان یک افسر جزء در حال طی کردن مدارج ترقی در بریگاد (تیپ) قزاق بود و توجهی به سیاستورزی نداشت.
برای روشن شدن موضوع، در ادامه به تفکیک دورهها وضعیت او را بررسی میکنیم.
🌐 زمینه تاریخی: مشروطه اول و دوم
برای درک موقعیت رضا خان، ابتدا باید بازه زمانی این دو دوره را مشخص کنیم:
مشروطه اول: از امضای فرمان مشروطیت توسط مظفرالدین شاه در سال ۱۲۸۵ تا به توپ بسته شدن مجلس به دستور محمدعلی شاه در سال ۱۲۸۷ خورشیدی
مشروطه دوم: از فتح تهران توسط مشروطهخواهان و برکناری محمدعلی شاه در سال ۱۲۸۸ تا تعطیلی مجلس در پی اولتیماتوم روسیه تزاری در سال ۱۲۹۰ خورشیدی .
رضا خان در دوره مشروطه (۱۲۸۵ تا ۱۲۹۰ خورشیدی)
انقلاب مشروطه اول (۱۲۸۵-۱۲۸۷) یک افسر گمنام ۲۸-۳۰ ساله در بریگاد قزاق. سرگرم یادگیری فنون نظامی و شرکت در مأموریتهای محلی برای برقراری نظم و مبارزه با راهزنان و یاغیان در شهرهای مختلف از جمله تهران، گیلان و مازندران بود
.
انقلاب مشروطه دوم (۱۲۸۸-۱۲۹۰) کماکان در بریگاد قزاق خدمت میکرد. در این سالها با توجه به استعداد نظامیاش، مدارج ترقی را سریعتر طی کرد و به دلیل مهارت در کار با مسلسل ماکسیم، به «رضا ماکسیم» معروف شد
.
🤔 چرا نام او با مشروطه گره خورده است؟
اگرچه رضا خان در جریان مشروطه نقشی نداشت، اما سرنوشت این دو به گونهای دیگر به هم گره خورد. سالها بعد، او از دل ناکامیها و هرجومرجهای پس از مشروطه ظهور کرد:
ثمره ناامیدی از مشروطه: پس از دوران استبداد صغیر و به ویژه در سالهای پس از جنگ جهانی اول (حدود ۱۲۹۳ تا ۱۲۹۹)، ایران دچار هرجومرج شدید، ناامنی، فقر و تهدید تجزیه کشور شد. بسیاری از مردم و روشنفکران که از عملکرد مجلس و دولتهای ضعیف آن دوره ناامید شده بودند، خواهان یک «دست توانا» و «دولت مرکزی مقتدر» برای نجات کشور شدند

نقش رضا خان در ارتباط با مشروطه، نه به عنوان یک کنشگر در متن آن، بلکه به عنوان وارث و قبرکن آن پس از سالها آشوب و ناامیدی بود.
. این خلا قدرت، زمینهساز اصلی پذیرش کودتا و حکومت قدرتمندانه رضا خان بود.
کودتا و پایان راه مشروطه: سرانجام، رضا خان در ۳ اسفند ۱۲۹۹، زمانی که فرمانده بریگاد قزاق بود، با همراهی سید ضیاءالدین طباطبایی و حمایت انگلستان، کودتا کرد و وارد تهران شد
. این کودتا، نقطه پایانی بر تجربه پر فراز و نشیب مشروطه خواهی در ایران بود. او سپس با استفاده از قدرت نظامی، نفوذ در مجلس و حذف مخالفانی مانند سید حسن مدرس، توانست در سال ۱۳۰۴ به سلطنت برسد و عملاً نظام مشروطه را به یک دیکتاتوری مطلقه تبدیل کند
.
بنابراین، نقش رضا خان در ارتباط با مشروطه، نه به عنوان یک کنشگر در متن آن، بلکه به عنوان وارث و قبرکن آن پس از سالها آشوب و ناامیدی بود.
اگر این مطلب را پسندیدید لطفا بر روی دکمه لایک کلیک کنید :