راهکار هایی عملی و ساده
کمک به کوره دهات ها و مردم بسیار محروم از شهر ها
درحالیکه منظور ما محرومیتهای مزمن و همیشگی در روستاهای دوردست و کورهدهاتهایی است که شاید هرگز سیل و زلزله ندیدهاند، اما سالهاست از کمترین امکانات اولیه بیبهرهاند.
در اینجا، الگوی موفق چین در «رفع فقر مطلق» و «احیای روستایی» (که ربطی به بلایا ندارد) را بررسی میکنیم و سپس پیشنهادهای عملی و ساده برای مشارکت مردم عادی را ارائه میدهیم:
یک. تجربه چین در توسعه روستاهای عمیقاً محروم (دور از شهرها)
چین در دو دهه اخیر، بزرگترین عملیات «رفع فقر» تاریخ بشر را اجرا کرد که بیش از ۱۰۰ میلیون نفر را از روستاهای دورافتاده و کوهستانی خارج کرد. مهمترین سازوکارهای آن که برای «کورهدهات» های ما کاملاً کاربرد دارد، اینهاست:
۱. طرح «شناسایی دقیق» (هر خانوار یک پرونده)
بهجای کمکهای سرسری و عمومی، تیمهای کارشناسی به تکتک روستاها و حتی خانهها رفتند و نیازهای دقیق هر خانواده را ثبت کردند (آب دارند؟ برق دارند؟ سقف خانهشان مقاوم است؟ چند نفر سواد دارند؟ چه بیماری دارند؟).
پیشنهاد برای ایران: در هر روستای محروم، یک «سرشماری نیازهای عینی» انجام شود تا مشخص شود اولویت اول کدام است: آب، جاده، برق، یا مدرسه.
۲. اصل «زیرساختهای سهگانه» (جاده، آب، برق، اینترنت)
قانون چین این است: «برای آبادانی روستا، ابتدا راه را به روی آن باز کن.» آنها ابتدا جادههای آسفالته، لولهکشی آب سالم، برق سراسری و مهمتر از همه، اینترنت پرسرعت را به روستاها رساندند. بدون جاده و اینترنت، هیچ محصولی به شهر نمیرسد و هیچ امیدی به اشتغال نیست.
پیشنهاد برای ایران: گروههای جهادی و حتی مردم عادی میتوانند در «شناسایی مسیرهای خاکی و لایروبی قنوات» کمک کنند. سادهترین کار، همکاری با دهیاری برای تعمیر یک کانال آب یا کمک به آسفالت یک کوچه فرسوده است.
۳. راهبرد «ماندن یا کوچیدن» (تصمیم هوشمندانه)
اگر روستا در منطقهای صعبالعبور و بیآب قرار داشت، چین کل روستا را به شهرکهای نزدیک شهرها کوچ میداد و برایشان خانه و زمین کشاورزی جدید میساخت. اگر روستا قابلیت نجات داشت، تمام سرمایهگذاری را در همان محل متمرکز میکرد.
پیشنهاد برای ایران: بسیاری از آبادیهای کوچک با ۱۰ تا ۲۰ خانوار، عملاً هزینه نگهداریشان بیش از فایدهشان است. بهتر است بهجای ترمیم مکرر یک جاده خاکی، مردم را به یک منطقه نیمهبرخوردار منتقل کرد و زمین و مسکن در اختیارشان گذاشت.
۴. سیاست «یک روستا، یک محصول شاخص»
چین به هر روستای محروم یک «تخصص» داد. مثلاً روستای الف: زعفران، روستای ب: صنایع دستی چوب، روستای ج: گردشگری عشایری. دولت مرکزی تضمین خرید محصولات آن روستا را بر عهده گرفت تا بازار فروش آنها از پیش تضمین شده باشد.
پیشنهاد برای ایران: شناسایی ظرفیت خفته هر منطقه محروم (مثلاً گلیمبافی، دامداری کوچک، یا کشت گیاهان دارویی) و سپس معرفی آن به بازارهای بزرگ شهرها. این کار نیازی به بودجه کلان ندارد؛ فقط به «اتصال» نیاز دارد.
۵. اعزام «مدیران توسعه» به روستاها (نیروی انسانی متخصص)
چین نزدیک به ۳ میلیون مدیر و کارشناس را به مدت ۲ تا ۳ سال به روستاهای محروم فرستاد تا در کنار مردم زندگی کنند و مشکلاتشان را حل کنند. این افراد از ادارات دولتی و دانشگاهها انتخاب شدند.
پیشنهاد برای ایران: اعزام تیمهای یکساله از میان دانشجویان، بازنشستگان متخصص و معلمان به روستاها برای «آموزش مهارت» نه فقط کمک مالی. مهمتر از پول، انتقال دانش است.
دو. کارهای ساده و شدنی که مردم عادی (شهرنشینان) میتوانند انجام دهند
حالا که پای کمک به «کورهدهات» در میان است، مردم عادی نیازی به کلنگزدن ندارند؛ با کارهای کوچک روزمره میتوانند تأثیر بزرگی بگذارند:
۱. «گردشگری مسئولانه» بهجای سفرهای لوکس
بهجای مسافرت به شمال یا خارج، یک تعطیلات را به یک روستای محروم بروید، در خانههای بومگردی محلی اقامت کنید، غذای محلی بخورید و صنایع دستی همان روستا را مستقیماً از تولیدکننده بخرید (بدون واسطه). این سادهترین راه برای تزریق پول نقد به رگهای اقتصاد روستاست.
۲. «پویش فروش اینترنتی» در فضای مجازی
خیلی از زنان روستایی گلیم یا مرباهای عالی درست میکنند، اما مشتری ندارند. مردم عادی میتوانند در شبکههای اجتماعی یک «بازارچه مجازی» راه بیندازند و محصولات روستا را به دوستان خود معرفی کنند. حتی یک استوری ساده در اینستاگرام میتواند سفارش فروش یک خانم روستایی را چندبرابر کند.
۳. کمک به «ساخت یا ترمیم وسایل ساده» در اردوهای جهادی
نیازی به مهندسی عمران نیست. مردم عادی میتوانند در اردوهای جهادی شرکت کنند و کارهای زیر را انجام دهند (که تخصص نمیخواهد):
- نصب پنلهای خورشیدی کوچک برای روشنایی خانههای بدون برق.
- تعمیر درب و پنجرههای شکسته منازل ایتام و سالمندان.
- ساخت اجاقهای کمدود برای کاهش آلودگی داخل کپرها.
- نقاشی و شادابسازی دیوارهای مدرسه با طرحهای کودکانه.
۴. «همسفره شدن» با یک خانواده روستایی (حمایت ماهیانه)
بهجای پرداخت مبلغ کلان به نهادهای نامشخص، مردم میتوانند مستقیماً با یکی از خانوادههای محروم «پیمان همراهی» ببندند و ماهانه مبلغی معادل یک وعده غذای بیرونبر را برای خرید دفتر، مداد، یا غذای کودک آن خانواده واریز کنند. شفافیت این کار کاملاً دستیافتنی است.
۵. آموزش از راه دور (با تلفن همراه)
اگر نمیتوانید به روستا بروید، با هماهنگی شورای روستا، هر هفته یک ساعت از طریق تماس ویدئویی به بچههای روستا زبان انگلیسی، ریاضی یا قصهگویی یاد بدهید. این کار ساده، افق ذهنی کودک روستایی را چندین برابر گسترش میدهد.
سه. پیشنهادات بهبود عملکرد گروههای بازسازی و کمکرسانی (در شرایط غیربحرانی)
برای اینکه گروههای جهادی و خیریه در این مناطق کارآمدتر شوند، این سازوکارها پیشنهاد میشود:
۱. برنامهریزی بلندمدت (کمک ۳ تا ۵ ساله) : کار در کورهدهات یکشبه تمام نمیشود. تیمی که وارد روستا میشود باید یک برنامه ۳ ساله ارائه دهد و پایان هر سال، میزان پیشرفت ملموس را به مردم گزارش کند.
۲. توانمندسازی بهجای صدقه: به جای پخش رایگان پتو و برنج، بذرهای مقاوم به خشکی، مرغ و خروس محلی، یا دستگاههای کوچک خیاطی بین مردم توزیع شود تا بتوانند برای خود درآمدزایی کنند.
۳. ایجاد «صندوقهای قرضالحسنه محلی» : به مردم روستا آموزش داده شود که خودشان یک صندوق کوچک تشکیل دهند و اعضای روستا با بازپرداخت اقساط کمبهره، نیازهای کوچک یکدیگر را تأمین کنند. این کار، استقلال روستا را بالا میبرد.
۴. مشارکت دادن کودکان و نوجوانان روستا در بازسازی: بچههای همان روستا را بهعنوان همیار معرفی کنید. وقتی یک نوجوان روستایی در سنگچینی یا رنگآمیزی مدرسه شرکت میکند، دیگر بهراحتی روستا را ترک نمیکند و به آینده آن امید پیدا میکند.
جمعبندی نهایی
همانطور که چین نشان داد، کلید آبادانی «کورهدهات» نه در حفاری چاههای عمیق و نه در ساختن پلهای بزرگ، بلکه در «اتصال» است: اتصال به جاده، اتصال به اینترنت، اتصال به بازار فروش، و اتصال به قلب مردم شهر.
کار سادهترین اقدامات:
- اگر پول ندارید، وقت و دانش خود را اهدا کنید.
- اگر وقت ندارید، یک محصول روستایی بخرید و به دوستانتان معرفی کنید.
- اگر هیچکدام ندارید، دستکم در فضای مجازی صدای یک روستای فراموششده را بلند کنید.
محرومیتزدایی، نیازی به معجزه ندارد؛ نیاز به حرکت مداوم، هرچند کوچک دارد. چینیها با همین حرکات کوچک میلیونها نفر را از کپرنشینی به آپارتمان و از بیسوادی به کارآفرینی رساندند. این الگو، کاملاً شدنی و قابل اجرا در هر جای ایران است.
اگر این مطلب را پسندیدید لطفا بر روی دکمه لایک کلیک کنید :