برای پدر و مادر های میانسال ایرانی
آزمون همدلی خاموش
در ایران، بسیاری از زوجهای دهه شصت زندگی، سالها سختی جنگ، نوسانات اقتصادی، بزرگ کردن فرزندان و مراقبت از والدین سالمند را پشت سر گذاشتهاند. آنها اغلب به الگویی از زندگی عادت کردهاند که در آن عمل فداکارانه جایگزین ابراز عاطفی روزمره شده است. یعنی هر دو فکر میکنند «همین که کنار هم هستیم و کارهایمان را انجام میدهیم، نشانه عشق است».
چالشی که به عنوان مشاور روانشناس و جامعهشناس به این زوجها پیشنهاد میکنم تا کمبود روابط عاطفی را درک کنند، «سه دقیقه سکوت فعال» نام دارد
دستورالعمل چالش:
۱. از زن و مرد بخواهید روبهروی هم (بدون تلویزیون و موبایل) بنشینند.
۲. به مدت سه دقیقه هیچ حرفی نزنند، اما در همین سکوت، به هم نگاه کنند و هر کدام یکی از این سه کار را انجام دهد:
- لبخند بزنند.
- سری به نشانه تأیید تکان دهند.
- دستشان را (اگر تمایل دارند) روی دست دیگری بگذارند.
۳. بعد از سه دقیقه، از هر کدام بپرسید: «در این سه دقیقه چه احساسی داشتید؟»
آنچه معمولاً بروز میکند:
- مرد میگوید: «احساس خجالت میکردم، انگار غریبهایم.»
- زن میگوید: «برای چند ثانیه یاد روزهای اول آشنایی افتادم، بعدش گلویم گرفت.»
سپس این سؤال کلیدی را مطرح کنید:
«آیا قبول دارید که سالهاست بدون این که بدانید، یک دیوار شیشهای از خستگی و مشغله، بین نگاههایتان فاصله انداخته؟ دیگر همدیگر را نمیبینید، فقط کنار هم کار میکنید.»
کمبود اصلی در زندگی مشترک این زوجها در ایران:
فقدان «توجه عاطفی بدون هدف ابزاری»
یعنی همه تعاملات آنها حول مسئولیتها، فرزندان، نوهها، مریضی و اقتصاد میچرخد. دیگر برای هم «زمان بیبرنامه محبتآمیز» نمیگذارند. در فرهنگ ما متأسفانه بسیاری از مردان دهه شصتی حتی واژه «محبت کلامی» را نپذیرفتهاند و زنان نیز خسته از سالها انتظار، لب فروبستهاند.
پیام پایانی :
اگر این زوجها بتوانند هر روز فقط ۳ دقیقه «سکوت فعال» را تمرین کنند، تازه متوجه میشوند که عمیقترین نیاز عاطفیشان نه رابطه جنسی پرشور و نه هدیههای بزرگ، بلکه همان دیده شدن و تأیید شدن در یک نگاه ساده و بیریا است. این گمشده پدر و مادر های دهه شصتیهای ایرانی است.
اگر این مطلب را پسندیدید لطفا بر روی دکمه لایک کلیک کنید :