اتفاقی شعر و داستان
پرواز کردن چیزی در ارتفاع باعث تشنگی قدرت می شود فقط ارتفاع اسب به امیر کفایت می کند بخشش از چینهای غنی عمامه عجیب هنگام خزیدن دهقانان در گرد و غبار تکان های سر کمیاب غیر قابل احاطه در کسالت شهریاری. من… ادامه مطلب :.
روزهای مقدس روزهای انسان آفتاب پرست صورت مقدس را مقدس کنید آغوش پمپاژ مقدس را مقدس کرد چهره های هارلم مقدس است به دنبال فضا در دره های سنگی مرده شهر است گلها را مقدس کنید برای تعطیلات تجاوز شده مقدس بخوان… ادامه مطلب :.
سرزمین اصلی سوم قایق های باریک و چند رنگ سطح تالاب را در زیر پل سوم سرزمین اصلی مانند وسایل موجود در یک عکس گردشگری قرار داده اند. هنگامی که ماشین از کنار پل کوبید و ابتدا بینی را به داخل آب وارد… ادامه مطلب :.
رهایی یافتن به من کمک کن تا زنده بمانم به من کمک کن تا کاملاً زندگی کنم به من کمک کن ، زبانم را بدون گزش نگه دارم به من کمک کن ، تا درونم آرامش پیدا کنم. تو گفتی هرگز فکر… ادامه مطلب :.
تعامل با خانوادهدانیلا تغییر کرده است "مامان، حالم به هم می خورد و از اینکه در مورد من می پرسی خسته شدم!" دانیلا فریاد زد: «تو باید بفهمی که من دیگر بچه نیستم! من کاملاً حق دارم هر کاری که می خواهم انجام دهم، مشروط بر… ادامه مطلب :.
شعر و داستان
:: منتخب :: | :: پربازدید :: | :: پربحث :: | :: محبوب :: | :: جدید :: | :: گلچین :: | :: پرامتیاز ::