انسانها و فرهنگ هایشان

اصلی ترین اصول مردم شناسی و ملل شناسی

۱. فرهنگ، همان «دستور زندگی» ماست
فرهنگ فقط تئاتر و موسیقی نیست؛ فرهنگ یعنی همه چیزهایی که ما از بزرگ‌ترهایمان یاد گرفته‌ایم و به بچه‌هایمان یاد می‌دهیم. طرز غذا خوردن، نوع لباس پوشیدن، حرف زدن، احترام گذاشتن، ازدواج کردن و حتی شوخ‌طبعی، همه بخشی از فرهنگ هستند. مردم‌شناسی به ما می‌گوید که هیچ انسانی بدون فرهنگ نیست؛ همان‌طور که ماهی بدون آب نمی‌ماند. هر گروه انسانی، یک «دستورالعمل نانوشته» برای زندگی دارد که به آن فرهنگ می‌گوییم و این دستورالعمل، از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود.

۲. همه انسان‌ها یک ریشه دارند، اما شکل‌های متفاوتی پیدا کرده‌اند (تنوع زیستی و نژاد)
مردم‌شناسی تأکید می‌کند که تمام انسان‌های روی کره زمین، در اصل یک ریشه مشترک دارند و به یک گونه زیستی تعلق دارند. تفاوت رنگ پوست، قد و شکل چشم‌ها، فقط واکنش بدن به شرایط محیطی مختلف (مانند آفتاب زیاد یا سرمای شدید) در طول هزاران سال بوده است. به عبارت دیگر، هیچ نژادی برتر یا پایین‌تر از دیگری نیست. این تفاوت‌های ظاهری مثل این می‌ماند که مردم مناطق گرم، لباس نازک‌تر می‌پوشند و مردم مناطق سرد، لباس کلفت‌تر؛ این نشان‌دهنده برتری نیست، بلکه نشان‌دهنده سازگاری هوشمندانه با محیط است.

۳. زبان، فقط وسیله حرف زدن نیست؛ پنجره‌ای به ذهن مردم است
هر زبانی، دنیای خاص خودش را می‌سازد. مردم‌شناسان می‌گویند زبانی که ما با آن صحبت می‌کنیم، طرز فکر ما را هم شکل می‌دهد. مثلاً بعضی از قبایل، ده‌ها کلمه برای رنگ‌های مختلف برف دارند، چون در زندگی روزمره‌شان به شدت به این تفاوت‌ها نیاز دارند. یا بعضی زبان‌ها برای «ما» دو کلمه دارند: یکی «ما» که شما را هم شامل می‌شود و یکی «ما» که فقط خودی‌ها را شامل می‌شود. این نشان می‌دهد که زبان، آیینه تمام‌نمای طرز فکر، ارزش‌ها و روابط اجتماعی یک قوم است.

۴. هیچ فرهنگی از دیگری «بهتر» یا «بدتر» نیست (اصل نسبی‌گرایی فرهنگی)
این یکی از طلایی‌ترین اصول مردم‌شناسی است. یعنی ما نباید رسم و رسوم یک قوم را با معیارهای فرهنگ خودمان قضاوت کنیم. مثلاً اگر در جایی رسم است که هنگام ملاقات، بجای دست دادن، بینی‌شان را به هم می‌مالند، برای ما عجیب است، اما در فرهنگ خودشان کاملاً طبیعی و محترمانه است. مردم‌شناس می‌گوید: «برای قضاوت درباره یک رسم، اول باید آن را در بستر همان فرهنگ درک کنی.» این یعنی قبل از هر قضاوتی، خودمان را جای آنها بگذاریم و ببینیم که آن رسم چه نیازی را در زندگی آنها برآورده می‌کند.

۵. خانواده و خویشاوندی، ستون اصلی هر جامعه‌ای است
همه ما در یک خانواده بزرگ می‌شویم، اما شکل خانواده در جای‌جای جهان با هم تفاوت دارد. در بعضی جاها، خانواده فقط پدر، مادر و بچه‌هاست (خانواده هسته‌ای) و در بعضی جاها، پدربزرگ، مادربزرگ، عمو، خاله و همه در یک خانه یا یک حیاط بزرگ زندگی می‌کنند. مردم‌شناسی نشان می‌دهد که نحوه تعیین نسبت‌های خویشاوندی (مثلاً اینکه ارث به پسر می‌رسد یا دختر یا به هر دو) تأثیر مستقیمی بر اقتصاد، سیاست و حتی جنگ و صلح یک جامعه دارد. به عبارت ساده، هر جا بروید، «فامیل» مهم‌ترین شبکه ارتباطی انسان‌هاست.

۶. آیین‌ها و جشن‌ها، «چسب» اجتماعی جوامع هستند
همه ملت‌ها آیین‌های خاص خود را دارند؛ از جشن‌های نوروز و کریسمس گرفته تا مراسم عروسی، عزاداری یا جشن برداشت محصول. مردم‌شناسان معتقدند این آیین‌ها فقط تفریح یا رسوم خشک و بی‌روح نیستند؛ بلکه کار بسیار مهمی انجام می‌دهند: آنها اعضای یک جامعه را به هم نزدیک می‌کنند و به آنها حس تعلق خاطر می‌دهند. وقتی همه با هم یک مراسم را برگزار می‌کنند، یادشان می‌افتد که «ما» با هم هستیم و به هم تعلق داریم. این آیین‌ها مثل چسبی هستند که جامعه را در کنار هم نگه می‌دارند.

۷. جوامع تغییر می‌کنند؛ هیچ فرهنگی در جا نمی‌ماند (اصل پویایی فرهنگی)
بعضی‌ها فکر می‌کنند فرهنگ‌های قدیمی، ثابت و خشک هستند، اما مردم‌شناسی نشان می‌دهد که همه فرهنگ‌ها دائماً در حال تغییرند. وقتی دو قوم با هم برخورد می‌کنند، از هم چیزهایی قرض می‌گیرند. مثلاً امروزه همه جای دنیا از موبایل و اینترنت استفاده می‌کنند، اما هر قومی این تکنولوژی را با فرهنگ خودش تطبیق می‌دهد. این تغییرات گاهی آرام و گاهی تند اتفاق می‌افتند، اما هیچ قومی نمی‌تواند خودش را از تغییر و تحول دور نگه دارد. مردم‌شناس به جای اینکه بگوید «چه خوب که عوض شدند» یا «چه بد که عوض شدند»، سعی می‌کند بفهمد که این تغییرات چه تأثیری بر زندگی روزمره مردم گذاشته است.

۸. برای شناخت یک قوم، باید به میانشان بروی (مشاهده مستقیم و هم‌زیستی)
مهم‌ترین روش مردم‌شناسان این است که چادرشان را بردارند و بروند در میان همان قوم زندگی کنند. آنها ماه‌ها یا سال‌ها با مردم همان منطقه غذا می‌خورند، با آنها کار می‌کنند، به حرف‌هایشان گوش می‌دهند و حتی مثل آنها لباس می‌پوشند. این روش را «کار میدانی» می‌نامند. مردم‌شناس معتقد است تا وقتی که شما شب را در خانه یک قوم نخوابیده‌اید و صبحانه را با آنها نخورده‌اید، نمی‌توانید آنها را واقعاً بشناسید. به قول معروف، «تا توی کفش آنها نروی، نمی‌فهمی چه فشاری به پاهایشان وارد می‌شود.» این نزدیک‌ترین و صادقانه‌ترین راه برای شناخت انسان‌هاست.


اگر این مطلب را پسندیدید لطفا بر روی دکمه لایک کلیک کنید :

8959

این عدد کد شناسایی مطلب این صفحه میباشد و میتواند مورد استفاده شما و همکاران ما قرار بگیرد .

0 نظر      ::: نظر کارشناسان      ::: رفتن به نظرات      ::: نظر دادن      ::: تعداد بازدید : [3]


مشاهده نظرات کارشناسان    :     ::  کارشناس نظری  ::  کارشناس تجربی  ::  همه کارشناسان
    هنوز کارشناسی در مورد این مطلب نظر نداده است
       AlmaLinux       

دیدگاهتان را بنویسید