طومار موفقیت آمیز
ثبت جهانی نوروز باستانی ایرانیان
در فرهنگ ایرانی، پیشینهٔ طومارنویسی و درخواستهای جمعی به دوران قاجار و حتی پیشتر بازمیگردد، اما یکی از درخشانترین نمونههای موفق در سالهای اخیر، که کاملاً با هویت و فرهنگ ایرانیان همسو بود، کمپین مردمی برای ثبت جهانی جشن نوروز است.
در سال ۱۳۸۷ (۲۰۰۸ میلادی)، گروهی از دوستداران فرهنگ ایرانزمین نگران بودند که نوروز، این میراث کهن چندین هزارساله، به شکل رسمی در فهرست آثار ناملموس یونسکو به ثبت نرسد. آنها میدانستند که نوروز تنها مختص ایران نیست و در بسیاری از کشورهای همسایه نیز گرامی داشته میشود. اما خطر فراموشی و عدم شناسایی بینالمللی، آنان را به تکاپو انداخت.
این فعالان فرهنگی تصمیم گرفتند یک طومار مردمی راهاندازی کنند، نه علیه چیزی، بلکه در حمایت از ثبت جهانی نوروز به عنوان میراث مشترک بشری. آنها در وبسایتهای ایرانی و خارجی، پیوندهای جمعآوری امضا منتشر کردند و از همه ایرانیان داخل و خارج از کشور خواستند تا با ثبت نام خود، از این پیشنهاد حمایت کنند. زبان طومار بسیار ساده و صمیمی بود: «نوروز، پیام آور صلح، دوستی و همبستگی با طبیعت است. بیایید با هم صدای این آیین کهن را به گوش یونسکو برسانیم.»
نکتهٔ مهم این بود که این طومار، برخلاف بسیاری از درخواستهای صرفاً اعتراضی، یک درخواست مثبت و هویتی بود. مردم از هر قشر و نگاهی – دانشجو، استاد، بازاری، خانهدار، هنرمند – با شور و اشتیاق آن را امضا کردند. در کمتر از چند ماه، شمار امضاها از مرز هشتاد هزار نفر گذشت. این موج مردمی چنان قدرتمند بود که نه تنها سازمان میراث فرهنگی ایران، بلکه وزارت امور خارجه را نیز به حرکت واداشت تا پروندهٔ رسمی نوروز را با همکاری کشورهایی مانند افغانستان، تاجیکستان، آذربایجان، ترکیه، پاکستان و هند به یونسکو ببرند.
نتیجهٔ این همبستگی مردمی، در تاریخ ۳۰ سپتامبر ۲۰۰۹ (۸ مهر ۱۳۸۸) به بار نشست: یونسکو رسماً «نوروز» را در فهرست میراث فرهنگی ناملموس بشری ثبت کرد. این موفقیت، نخستین پیروزی یک طومار مردمی ایرانی در مقیاس بینالمللی بود و نشان داد که وقتی مردم پشت یک آرمان فرهنگی وحدتبخش جمع میشوند، میتوانند بدون خشونت و تنها با تکیه بر عقلانیت و عاطفه، به نتیجه برسند.
بعدها، همین الگو برای ثبت «چوگان» (به عنوان ورزش کهن ایرانی) و «نان لواش و پیتا» در یونسکو نیز تکرار شد، اما نوروز همواره نماد موفقیت یک طومار مردمی مبتنی بر فرهنگ صلح، طبیعتدوستی و همبستگی ملی باقی مانده است. این نمونه به ایرانیان آموخت که صدای جمعی، اگر با برنامه و عشق همراه باشد، حتی مرزهای سیاسی را هم درمینوردد و میراث اجدادی را برای نسلهای آینده حفظ میکند.
اگر این مطلب را پسندیدید لطفا بر روی دکمه لایک کلیک کنید :